مطالب عمومی

10.22080/lpr.2026.6831

چکیده

خیال حلاج و به تعبیر خودش: «طوبی لِطَرفٍ فازَمِنـــــــکَ بِنَظرَةٍ أو نَظرَتین»[1] (خوشا چشمی که دیدار تو بیند) در این ۴۰ سال دورۀ دانشجویی و معلمی، همیشه با من بوده و هست؛ گاهی از چشم شفیعی‌‌کدکنی بدو نگریسته‌‌ام و گاه از چشم ادونیس و گاه از نگاه زرین‌‌کوب که جامع همۀ نگاه‌های حلاج‌‌پژوهان اعم از مستشرق و غیرمستشرق است و می‌دانم این خیال را با خود به گور خواهم برد تا به تعبیر خواجه از خال او «خاکم شود عبیر‌‌آمیز».
این خیال از زمانی به یکی از دقایق و دغدغه‌های اصلی زندگی علمی من تبدیل شد که با رمان خیال حلاج اثر مقبول علوی مواجه شدم و آن را به فارسی گزارش کردم و به همیاری و همت دوستانِ «مهربان‌‌تر از برگ در بوسه‌‌های باران» منتشر شد. نگاه این نویسنده را به حلاج، خیلی نزدیک به خود یافتم. او هم مانند من «شقاوت‌های روزگار خویش و شگفتی‌های مردم عصر خود را از رهگذر خیال در آینۀ حلاج به تماشا نشست و خاطرنشان کرده که تاریخ با جلوه‌های ویژۀ هر دوره‌ای ـ اگر نگوییم که تکرار نمی‌شود ـ این حقیقت زبانی سوفوکلس در آنتیگونه را به‌گونه‌ای متبلور می‌کند: «عجایب بسیاری در این هستی هست؛ اما هیچ‌چیزی شگفت‌انگیزتر از انسان نیست» و ما را با این دشواره مواجه می‌سازد که آیا برای پیروزی ما کافی‌‌ست که حق با ما باشد؟ و همچنین این دقیقه را تبیین می‌کند که این زندگی چه میزان پرشقاوت و پرقساوت می‌بود اگر قوۀ خیال آن را در بر نمی‌گرفت.
 
حبیب‌الله عباسی
استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران. 

عنوان مقاله [English]

Preface: The Contemporary Poet and the Confluence of Hallaj and Lenin