نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی کردستان

2 گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان

10.22080/lpr.2026.32428.1233

چکیده

بخشی از اعتبار دانایی منتشر در مثنوی مولوی برآمده از انواع گواهی‌نمایی مؤلف-راوی دربابِ موضوعات درحال وقوع یا نقل است. در این نوشتار انواع و کارکرد گواه‌نمایی‌های مذکور در مقام عنصری انسجام‌بخش دلالت‌یابی و تفسیر شده است. نتیجه نشان می‌دهد که گواه‌نمایی‌های مثنوی در دو سطح کلان مستقیم و غیرمستقیم سامان یافته است که هرکدام به شکلی مدرج گویای میزان فاصله یا مشارکت/مداخلۀ مؤلف-راوی با کنش روایت یا رخدادهای موضوع بازنمایی است. گواه‌نمایی مستقیم در سه دستۀ خودافشایی شامل جریان روایت، وضعیت مستمع و حال گوینده قابل مشاهده است که حاکی از درگیری و مشارکت تنگاتنگ و عینی مؤلف-راوی در اکنونِ روایت‌پردازی است. گواه‌نمایی غیرمستقیم که نشان‌دهندۀ رابطۀ بافاصلۀ مؤلف-راوی با موضوع بازنمایی است در دو دستۀ استنباط شخصی مؤلف-راوی یا ارجاعات وی به غیر، ظاهر شده است. در استنباط شخصی، مؤلف-راوی پس از رخداد به‌صورت ذهنی با انواع برابرخوانی، دلیل‌آوری، رمزگشایی  و سوگیری‌ نسبت به موضوع، موضع‌گیری کرده است ولی در ارجاعات، او به منابع رخداد/خبرها متوسل می‌شود یا از نشانگان تاریخی همراه موضوع  بهره می‌گیرد تا بر اعتبار نقل خود بیفزاید. با این وصف  مؤلف-راوی مثنوی  با به‌کارگیری انواع گواه‌نمایی در مقام ابزار پیوستگی معنایی بیرونی سعی کرده است نوعی نزدیکی عینی یا ذهنی با روایت درحال نقل یا قصۀ زیرداستانی رقم بزند؛ خود را درگیر کنش روایت یا آگاه از آن بنمایاند و از این طریق ضمن اعتباربخشی به رخداد/خبرهای مقوّم نظام پاداش و تنبیه جاری در متن؛ ایده‌آل‌سازی ملازم آن‌ها را نیز تثبیت نماید.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

The validity of narration in the Masnavi: Author-narrator evidentialities

نویسندگان [English]

  • marjan nouruzy 1
  • syrus amiri 3

1 -

2

3 -

چکیده [English]

Part of the validity of the knowledge disseminated in Rumi's Masnavi comes from the types of author-narrator evidentialty about the subjects that are happening or being narrated. In this article, the types and functions of the aforementioned e are interpreted as a cohesive element of signification. The result shows that the Masnavi evidentialties is organized at two macro levels: direct and indirect, each of which is a graduated way of indicating the degree of distance or participation/interference of the author-narrator with the action of the narrative or the events of the subject of representation. Direct evidentialty is visible in three categories of self-disclosure, including the flow of the narrative, the state of the listener, and the present of the speaker, which indicates the close and objective involvement and participation of the author-narrator in the present of the narrative. Indirect evidentialty, which indicates the relationship between the author-narrator's distance and the subject of representation, appears in two categories: the author-narrator's personal inference or his references to others. In personal inference, the author-narrator has taken a position after the event mentally with various types of equal reading, reasoning, decoding and bias towards the subject, but in references, he resorts to the sources of the event/news or uses historical symbols accompanying the subject to increase the credibility of his narration. In this way, the author-narrator of the Masnavi, by using various types of evidentialty as a tool of external semantic continuity, has tried to establish a kind of objective or subjective ...

کلیدواژه‌ها [English]

  • Masnavi manavi
  • validity of narration
  • evidentialty
  • idealization
اسپینلی، ارنستو (1403)، جهان تفسیرشده: درآمدی بر روانشناسی پدیدارشناختی، ترجمۀ سینا فروزان‌نسب، تهران: ارجمند.
بر، ویوین (۱۳۹۸)، برساخت‌گرایی اجتماعی، ترجمۀ اشکان صالحی، تهران: نی.
برگر، پیتر (1397) سایبان مقدس: عناصر نظریۀ جامعه‌شناختی دین، ترجمۀ ابوالفضل مرشدی، تهران: ثالث.
برگر، پیتر و توماس لاکمن (1387)، ساخت اجتماعی واقعیت: رساله‌ای در جامعه‌شناسی شناخت، ترجمه فریبرز محمدی، تهران: علمی فرهنگی.
بودون، ریمون و فرانسوا بوریکو (۱۳۸۵)، فرهنگ انتقادی جامعه‌شناسی، ترجمۀ عبدالحسین نیک‌گهر، تهران: فرهنگ معاصر.
بوردیو، پی‌یر (۱۳۸۰)، نظریۀ کنش، ترجمۀ مرتضی مردیها، تهران: نقش و نگار.
سرل، جان ( ۱۳۹۵)، ساخت واقعیت اجتماعی، ترجمه میثم محمد امینی، تهران: فرهنگ نشر نو.
رضایی، احمد (1403)، «بررسی و تحلیل مولفه‌های انسجام بلاغی در مثنوی مولوی»، پژوهش‌های ادب عرفانی، 18(2)، 139-119.
علومی‌یزدی فریبا و دیگران (1400)، «شیوههای انتقال مفاهیم تعلیمی مولانا در نی‌نامه با تکیه‌بر عناصر انسجام‌بخشی متن و تصویر نسخه خطی مصورمحفوظ در موزۀ هنر والترز بالتیمور آمریکا»، شمارۀ 49، دورۀ 20، 552-527.
کار، ای، اچ (۱۳۸۷). تاریخ چیست؟، ترجمه حسن کامشاد، تهران: خوارزمی.
کولی، چارلز مورتون (1400)، طبیعت آدمی و نظم اجتماعی، ترجمۀ محمد صفار، تهران: سمت.
لینت‌وِلت، ژپ (1390) رساله‌ای درباب گونه‌شناسی روایت: نقطۀ دید، ترجمۀ علی عباسی و نصرت حجازی، تهران: علمی و فرهنگی.
مارتین، برانون و فلیزیتاس رینام (1397)، واژه‌نامه توصیفی نشانه‌شناسی، ترجمۀ مهدی منتظرالقائم و زهرا اسدی، تهران: لوگوس.
مبارک، وحید و علی سهامی (1402)، «تحلیل و بررسی انسجام و هماهنگی انسجامی در دو داستانک از مثنوی معنوی براساس نظریۀ انسجام هلیدی»، پژوهشنامۀ متون ادبی دورۀ عراقی، 6(1)، 136-115.
مهدی‌زاده، بهروز و نصرالله امامی (1389)، «مبانی و رویکردهای واقع‌نمایی در مثنوی»، ادب‌پژوهی، شماره 11، صص31-59.
میهای، چیکسنت‌میهای (1402)، شغل خوب، شغل بد: رهبر، غرقگی و خلق معنا، ترجمه بهروز نوری، تهران: ترجمان.
هارت، کریستوفر (1398)، تحلیل گفتمان انتقادی و علوم شناختی، ترجمه مسعود دهقان‎ و دیگران، تهران: نشر نویسه پارسی.
هلیدی، مایکل و رقیه حسن (1393) زبان، بافت و متن: جنبه‌هایی از زبان  در چشم‌اندازی اجتماعی-نشانه‌شناختی، ترجمۀ مجتبی ‌منشی‌زاده و طاهره ایشانی، تهران: علمی.
وایت، هایدن (1389). «طرح‌اندازی تاریخی و مسئله واقعیت»، تاریخ و روایت، جفری رابرتز، ترجمۀ جلال فرزانه دهکردی، تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، صص 87- 109.
یعقوبی جنبه‌سرایی، پارسا (1396)، «منطق حاشیه در مثنوی: سبک ایضاحی مثنوی و اقتدار مؤلف-راوی»، دو فصلنامه ادبیات عرفانی دانشگاه الزهرا، سال 9، شماره 17، صص141-166).
 
Aikhenvald, A.Y. (2004). Evidentiality. Oxford University Press. Inc, New York.