نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
چکیده
فرایند فردیّتیابی وجودی (Existential Individualization) اگرچه از حیث امکانی در ذات هر انسانی نهفته است و یک ویژگی نوعیّه محسوب میشود، ولی عملی شدن یا تحقّق آن امری نسبی است و افراد ویژه این فرایند خودشوندگیِ اصیل را طی میکنند. علیالقاعده، انسانها خود را در جمع و جماعت، آداب و رسوم، باورهای اعتقادی مقبول اجتماعی که در آن زندگی میکنند، منتشر کرده و از خود واقعی خویش غفلت میورزند. ولی برای معدودی از آدمها، این حالت انتشاریافتگی در جمع و اعتقادات جماعت، نوعی از دلزدگی، ملال و خارخار درونیِ دالّ بر نابسندگی به وجود میآورد و بر اساس یک حادثه، برخورد با فردی نامعمول، یا قرار گرفتن در معرض یک فکر و ایدۀ ویژه، از وضع نامساعد انتشاریافتگی خود در غیر و فراموشی خودِ اصیل-شان آگاهی مییابند و مسیر پرخطر تفرّد وجودی را آغاز میکنند. به نظر میرسد مولانا خود در تجربۀ زیستهاش هنگامی که در بطن سنّت خانوادگی و اجتماعی، علوم مدرسی و سنن زهدورزی مألوف را کسب کرده و بعد از بهاءولد سکّاندار ارشاد و ارائۀ خدمات دینی و معنوی به جماعت کثیر پیرامونش شده بود، خود را در غیر و جماعاتی منتشر کرده بود که منجر به فاصلهگرفتن از آن خود اصیلش گشته بود. دیدار با شمس تبریزی، همان رخداد ویژهای بود که او را به موقعیّت مرزی و سپس طی مراحل خودیابی وجودی کشاند و نهایتاً با کشف آن خودِ فراموششدۀ اصیل، به شخصیّتی کاملاً متمایز از طبقۀ عالمان مدرسی مبدّل شد. مولوی، این تجربۀ اصیل زیستۀ خود را به مکتبی عرفانی مبدّل ساخت و عصارۀ این تجربه و دانش و معرفت مرتبط با آن را در تمثیلات عرفانی مثنوی برای تعلیم و ارشاد خوانندگان برای آنکه آنها نیز بتوانند مسیر فردیّتیابی وجودی را طی کنند، به زبانی پر از رمز و کنایه بیان کرده است. ما در پژوهش حاضر، با رویکردی بینارشتهای و با استفاده از پارهای از آراء فیلسوفان اصالت وجودی فرایند فردیّتیابی وجودی را در دو تمثیل مهم مثنوی یعنی «قصّۀ آن شخص که اشتر ضالّۀ خود میجست» و «حکایت شخصی که خواب دید در مصر گنجی است و روانه شد» بررسی کردهایم تا نشان دهیم در این حکایتها مولوی، واقعیّت فاصله گرفتن انسانها از خود اصیلشان در میان جمع و جماعت و ضرورت آگاهی از این وضعیّت و آغاز فرایند خودیابی اصیل را بیان کرده است.
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
Reflection of the process of individualization of existential authenticity in the mystical allegories of the Masnavi
نویسنده [English]
- ghodratallah taheri
Associate Professor of Persian Language and Literature, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran.
چکیده [English]
Individuality is a universal quality in human beings, but few are able to recognize it. As a rule, human beings spread themselves out in the crowd, and in the passage of time, they lose their own reality. In a number of people, the spread in the group leads to boredom, and due to an accident, they become aware of their originality and begin the process of recognizing the uniqueness of their existence. Mawlana's experience of lived experience was so widespread that it resulted in the separation from his original self. His familiarity with Shams Tabrizi led him to the position of Boundary-Line Situation that transformed him into a distinct personality from the scholastic scientist. Mawlana transformed her lived experience into a mystical school, and this experience and the knowledge associated with it are summarized in the mystical allegories of the Masnavi, for the education and guidance of the readers, in a language full of mystery and irony. In the present paper, we are going to analyze the current situation with the help of a number of philosophers' views on the authenticity of existence and modern psychological perspectives. Several important allegories have been investigated in order to show that in all these stories, Rumi has expressed the critique of her present in the form of symbolic allegories and the reality of humans distancing themselves from their authentic selves in the midst of the community, and the necessity of beginning the process of authentic self-discovery.
کلیدواژهها [English]
- Philosophy of Existentialism
- authentic self
- individualization
- Masnavi
- Jalal ad-Din Rumi